تبلیغات
طلایه دار تبری - توحید یا شرک مسئله این است

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

مسلمان کیست

در حقیقت مرز اسلام و کفر در قبول یا رد ولایت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام است.

زیرا خداوند در حدیثی قدسی به پیامبر می فرماید:
قال الله عز وجل: ولایة علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی.
ولایت علی ابن ابیطالب دژ من است هر کس وارد این دژ شود از عذاب من در امان است.
و در خطبه بیان امیرالمؤمنین می فرماید:انا الذی لا تقبل الاعمال الاّ بولایته و لاتنفع الحسنات الاّ بحبّه.
من کسی هستم که هیچ عبادتی از هیچ بنده ای پذیرفته نمیشود مگر کسانی که ولایت مرا پذیرفته باشند«شیعه امام باشند»و هیچ عمل خیر و ثوابی مورد قبول نیست الا از دوست داران و محبینم.
قال رسول الله:حبّه علی إیمان وبغضه کفر. 1
دوست داشتن علی ایمان است و بغض او کفر.
قال رسول الله:لکلّ نبی وصـــــی و وارث وانّ علیّاً وصـیی و وارثی.2
تمام پیامبران وصی و وارث داشتند،و وصی و وارث من علی ابن ابیطالب است.
قال رسول الله: انّ عــلیّاً و شیعته هم الفائزون یوم القیامة.3
علی و شیعه او نجات یافته گان در روز قیامت هستند.

هیچ دین و مذهبی بر حق نیست، مگر مذهبی که علی سلام الله علیه در آن باشد.
در این باره پیامبر می فرمایند:بعد از من در میان مردم فرقه ها و اختلافات زیادی به وجود می آید که فقط علی و شیعه آن بر حق هستند.4
در جایی دیگر می فرمایند:بعد از من فتنه ای آغاز میشود،در آن صورت فقط پیرو علی باشید زیرا او «فاروق بین الحق و الباطل» جدا کننده حق از باطل است5


شــــرح مـــــــطلب در ادامه... 
مقدمه:


از آنجا که پیامبر از آینده خبر داشت و می دانست بعد از او چه مصیبت ها بر اهل بیت وارد می کنند،با تمام بشر اینگونه اتمام حجت می کند:
قال رسول الله :علی خیر البشر من أبی فقط کفر6
علی علیه السلام برترین بشر است هر کس اباء داشته باشد کافر است.
وَالَّذِینَ كَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ(265)بقره
و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی ها بیرون می برند؛ آنان اهل آتش اند و قطعاً در آنجا جاودانه اند.
قال رسول الله لعلی علیه السلام:جعلتک علماً فیما بینی و بین اُمّتی،فمن لم یتّبعک فقد کفر.7
یا علی تو را علم و راهنمایی در میان خودم و امتم قرار داده ام، کسی که تو و مسیرات را دنبال نکند کافر است.
در این جا منظور پیامبر کاملاً واضح است، مسلمین اگر پیرو یعنی شیعه علی بن ابیطالب نباشند ، در حقیقت کافر می باشند زیرا فقط علی بر گزیده خدا و پیامبر هستند.
در این باره پیامبر می فرماید: اُوصی من آمن بی و صدّقنی بولایة علی بن أبی طالب، فمن تولاّه ، تولاّنی و من تولانی تولّی الله.8
به تمام کسانی که به من ایمان آورده اند و مرا تصدیق کرده اند امر میکنم به علی علیه السلام ایمان بیاورند و ولایت او را بپذیرند،هر کس ولایت او را بپذیرد ولایت مرا پذیرفته و هر کس ولایت مرا بپذیرد ولایت خدا را پذیرفته.

کسانی که از سقیفه تا کنون به علی علیه السلام پشت کرده اند و از او روی گردان شده اند ، در حقیقت به پیامبر و خداوند پشت کرده اند. در این باره پیامبر می فرماید:من فارق علیاً فقد فارقنی، و من فارقنی فقد فارق الله.9
هر کس علی علیه السلام را تنها بگزارد و از او دوری کند،مرا تنها گذاشته و از من دوری کرده، و هر کس از من دوری کند از خدا دوری کرده است.
حال سوالی از آنان که از علی علیه السلام روی گردانند و منکر آن شده اند:مگر علی علیه السلام چه گناه و چه جرمی مرتکب شده که این چنین از او کینه در دل دارید؟؟؟؟؟؟
آیا غیر از این است که اسلام با وجود و شمشیر علی علیه السلام قوت گرفت و نصرت یافت؟؟؟؟؟
آیا این حدیث پیامبر را نخوانده اید که :ضربة علی یوم الخندق أفضل مـن أعـمال اُمتی إلی یوم القیامة.10
ضربه شمشیر علی در روز خندق از عبادت امت اسلامی تا روز قیامت با فضیلت تر است.
یک ضربه شمشیر در خندق و این فضیلت،پس بدر و حنین و جمل و صفین و...... چه اجری دارد.
در کدام یک از جنگ ها علی علیه السلام از میدان نبرد گریخت،کجا سراغ دارید علی علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنها گذاشت.چرا بغض و کینه حیدر کرار را در دل دارید و در مقابل خلفای فرّار که یک عده فراری از جنگ و ترسو بودند و در هیچ جنگی حتی قطره ای خون از بینی خود،و کسی جاری نکردند را این قدر دوست دارید و پیرو بدعت های آنان هستید؟؟؟؟؟؟؟
کسی که در ولایت علی شک کند کــــــافـــــــر است!!!!
قال رسول الله:من ناصب علیّاً الخلافة بعدی فهو کــافــر ، و قد حارب الله و رسوله،و من شکّ فی علی فهو کـــافـــر.11
پیامبر فرموده اند : کسانی که خلافت را از علی غصب کنند، کافر و محارب خدا و پیامبر هستند.در حقیقت حضرات خلفای غاصبین عمر و ابوبکر و عثمان هم کـــــــافــــــر و هم محارب خدا و پیامبرهستند. «یعنی مثل این است با خدا و پیامبر جنگیده اند»
قابل توجه محبان عمر:
کسی که ولایت علی علیه السلام را قبول نداشته باشد که جای خود!!!!!،
پیامبر خدا فرموده: کسی که در ولایت علی علیه السلام شک کند کـــافـــر است.
پس تکلیف اهل سنت چیست که اصلاً نه علی علیه السلام و نه ولایت اش را قبول دارند.
كَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿آل‌عمران: ٨٦﴾
چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعد از آنکه ایمان آوردند، و به حقّانیّت رسول اسلام شهادت دادند، و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.
پیامبر فرموده اند: حق علی علیه السلام بر مسلمین همانند حق پدر بر فرزندان است.12
و اما حق پدر بر فرزند از منظر خداوند در قرآن کریم:
وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا ﴿الإسراء: ٢٣﴾

قال رسول الله :من آذی علیّاً فقد آذانی.13
هر کس علی علیه السلام را آزار دهد ، مرا آزار داده است.
و قال : من سبّ علیّاً فقد سبّنی.14
هر کس به علی علیه السلام توهین کند و به او ناسزا بگوید،به من ناسزا گفته است.
و امّا سوالی جدی و بسیار مهم از سنیان : پیامبر بارها فرمودند:من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة الجاهلیة15
کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ زمان جاهلیت مرده است.
همه میدانیم آنان که در زمان جاهلیت میمردند ، یا کافر یا مشرک و بت پرست میمردند.
آقایان سنی آیا میدانید که تمام مردگان هم مذهبتان به مرگ جاهلیت مرده اند، و شما نیز اگر بر این عقاید خود بمانید همچون آنان به مرگ جاهلیت میمیرد!!!؟؟؟.
برای هیچ انسان آزاده و دور از تعصبات جاهلی جای هیچ شکی نیست که عمر و ابوبکر و عثمان و تمام پیروان آنان که خود را سنی مینامند،تماماً کــــافــــر فرزند کافر فرزند کافر هستند.
کفاری که خود دلائل کفر خود را میدانند و بر آن پافشاری میکنند.
حتماً تا به حال این سوال برای شما پیش آمده که اگر اهل سنت «یا بهتر است به گوییم اهل ذلت» کافر هستند، پس تکلیف این همه عبادتی که در طول عمر خود انجام داده اند چیست؟؟؟؟؟
پاسخ: در حدیث فوق امیرالمؤمنین می فرماید: انا الذی لا تقبل الاعمال الاّ بولایتة و لاتنفع الحسنات الاّ بحبّه.
من کسی هستم که هیچ عبادتی از هیچ بنده ای پذیرفته نمیشود مگر کسانی که ولایت مرا پذیرفته باشند«شیعه امام باشند»و هیچ عمل خیر و ثوابی مورد قبول نیست الا از دوست داران و محبینم.
و رسول الله می فرماید:لو أنّ عبداً ، عبد الله ألف عام و ألف عام و ألف عام ،بین الرکن والمقام ، ولقی الله تعالی مبغضاً لعلی و عترتی، أکـبّه الله علی منخریه فی جهنـّم یوم القیامة.16
اگر بنده ای از بندگان خدا، هزار سال و هزار سال و هزار سال بین رکن و مقام«که هر رکعت نماز بین رکن و مقام برابر با هفتاد سال عبادت است» خدا را عبادت کند ، و در قیامت خدا را در حالی ملاقات کند که در دنیا دشمن علی بوده و نسبت به او بغض و کینه داشته باشد خدا آن شخص را با صورت به قعر جهنم میفرستد.
إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ ﴿آل‌عمران: ٩٠﴾
قطعاً کسانی که بعد از ایمان کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز از هیچ یک از آنان [برای رهایی از عذاب] هر چند به اندازه آکندگی زمین از طلا فدیه و عوض دهد، پذیرفته نمی شود؛ برای آنان عذابی دردناک خواهد بود، و هیچ یاوری نخواهند داشت.

حتماً تا به حال چندین بار شنیده که اهل سنت میگویند که ما علی و اهل بیت پیامبر را دوست داریم و به آنان احترام می گذاریم.
این دروغ بزرگ در حالی است که پیامبر فرموده است:لوإجتمع الناس علی حبّ علی بن أبی طالب لما خلق الله عزّو جلّ النار.17
اگر تمام مردم بر محبت علی علیه السلام اجتماع می کردند خداوند آتش جهنم را نمی آفرید.
ضمناً آیا امکان دارد کسی دوست داشته باشی و نه تنها در مسیر او نباشی، بلکه بر خلاف میل او حرکت کنی.یا این که کسی را از طرفی دوست داشته باشی و از طرف دیگر دشمنش را دوست داشته باشی!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نتیجه:

تمام منکران ولایت امیرالمومنین کافر هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• 1 ینابیع الموده ص 65
• 2 المناقب للخوارزمی:ص85
• 3 تاریخ دمشق لابن عساکر: ج 42 ص333
• 4 کنز العمال ج 6 ص 157
• 5 تاریخ دمشق لابن عساکر:ج42 ص 450
• 6 تاریخ دمشق لابن عساکر:ج 42 ص 372 شماره 8970 و 8971
• 7 تاریخ دمشق لابن عساکر:ج 42 ص 388 شماره 8999
• 8 تاریخ دمشق لابن عساکر:ج 42 ص 239 شماره 8747 و 8749
• 9 کنز العمّال : ج6ص156
• 10ینابیع المودّه: ص 163
• 11مناقب علی بن ابی طالب ، لابن المغازلی:ص 45 و 46
• 12 ینابیع المودّه ص146
• 13 مسند احمد حنبل حدیث شماره: 15394
• 14مسند احمد حنبل حدیث شماره25523
• 15 صحیح بخاری: ج 8 ص 87 و صحیح مسلم ج 6 ص 22 و ینابیع الموده ج 3 ص 372 و شرح اصول
• کافی صالحی مازندرانی ج5 ص146 و الثاقب فی المناقب ابن حمزه طوسی ص 495
• 16 ینابیع المودّه: ص 155
• 17 ینابیع المودّه: ص 105



طبقه بندی:
ارسال توسط محمد باقر افشار
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ